شيخ حسين انصاريان
274
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
در جنگ و هماوردان ميدان كارزاريم و اميدواريم خداوند از ما به تو رفتارى نشان دهد كه مايهء خرسندى و روشنى چشمت باشد ، ما را راه بينداز و از خدا توفيق و مدد بخواه . هنوز گفتار سعد تمام نشده بود كه آثار خرسندى در رخسارهء رسول خدا صلى الله عليه و آله نمودار شد ، آنگاه فرمود : حركت كنيد و اميدوار ظفر باشيد ، چه خداى تعالى مرا به يكى از اين دو بشارت داده : ما به طور مسلّم يا به قافلهء آنان ظفر مىيابيم و يا بر لشگريان آنان و گويا من هم اكنون قتلگاه آنان را مىبينم . رسول خدا صلى الله عليه و آله و ياران از آن منزل حركت كرده در نزديكى بدر پياده شدند و آن جناب برخى از ياران خود را به سوى چاه بدر روانه كرد تا آن جا از قافله و يا لشگر قريش خبرى بگيرند . فرستادگان به دو نفر رسيدند كه مشغول آبكشى بودند ، معلوم شد آب را براى لشگر قريش مىبرند ، پرسيدند به كجا مىرويد و از چه قبيلهاى هستيد و هدفتان چيست ؟ گفتند : ما سقايان قريش هستيم ، ما را فرستادهاند تا براى آنان آب ببريم . فرستادگان باور نكردند كه اين دو نفر وابسته به لشگر قريش باشند ، احتمال دادند سقايان قافلهء مال التجاره ايشان باشند ، به همين جهت آن دو را تحت شكنجه قرار دادند و آنها را مفصّل زدند ، وقتى خوب از كارشان درآوردند ناچار گفتند : ما از قافلهء ابوسفيانيم ، مسلمانان از كتك زدنشان باز ايستادند . رسول خدا صلى الله عليه و آله مشغول نماز بود ، وقتى اصحاب خود را مشاهده كرد نماز را تمام كرده ، فرمود : اگر راست گويند كتكشان مىزنيد ؟ و چون دروغ گويند : رهاشان مىكنيد ! در حالى كه به خدا سوگند راست مىگويند و از لشگر قريشند نه از كاروان ايشان . آنگاه رو به آن دو تن كرده ، فرمود : به من بگوييد ببينم قريش كجا هستند ، گفتند : به خدا سوگند در پشت همين تل كه از دور نمودار است اردو زدهاند . رسول